Athena

Athena

فرشته
Athena

زندگی خالی نیست مهربانی هست،

سیب هست، ایمان هست

آری تا شقایق هست، زندگی باید کرد

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور

، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم،

که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت،

بروم تا سر کوه دورها آوایی است

، که مرا می خواند…



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 22:1 | نویسنده : فرشته |

change....

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 21:18 | نویسنده : فرشته |



تاريخ : یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 | 15:28 | نویسنده : فرشته |

بعضی وقتا ....

 

بعضی وقتا یه اتفاقاتی تو زندگیت می افته که باعث می شه دیگه اون آدم احمق سابق نباشی و این خیلی خوبه.......

 



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 23:15 | نویسنده : فرشته |

نقطه سر خط.....

خیلی وقته بود می خواستم خودم تو وبلاگ بنویسم ولی نمی دونستم چی بنویسم!!؟ 

هفته دیگه کار آموزیم تموم می شه و فارغ التحصیل می شم ! 

 

این 4 سال خیلی زود گذشت انگار همین دیروز بود که مثل بچه مهد کودکی ها روز اول تو حیاط نشسته بودم تا یکی بهم بگه کدوم کلاسم ! (واقعا ترم اول خیلی ضایع بودم !  )

 

ولی بهترین دوره تحصیلیم همین 4 سال بود! به خاطر همین نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟!! 

 

 



تاريخ : جمعه سیزدهم تیر 1393 | 19:46 | نویسنده : فرشته |

خاطره ای به قلبم  سر زد.

همانند روزهای قبل همان داستان را زیر لب گفت.

ولی امروز متفاوت است.

امروز با لبخندی رهایش می کنم.


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 19:35 | نویسنده : فرشته |

کوسه و ماهی قرمز

 

سلااااااااااااااااااااااااااام


این هفته من یه کتاب خوندم به اسم کوسه و ماهی قرمز ! خییییییییییییییییییلی قشنگو تاثیر گذار بود. 

توصیه می کنم حتما بخونید . این جمله مورد علاقه منه تو این کتاب  :





اگه اطلاعات بیشتری خواستید به  سایت خوشبختی دات آی آر مراجعه کنید .




الانم دارم کتاب جاناتان مرغ دریایی رو می خونم . دفعه بعد در مورد اون می نویسم

 




تاريخ : دوشنبه سیزدهم آبان 1392 | 20:58 | نویسنده : فرشته |




تاريخ : دوشنبه ششم آبان 1392 | 18:15 | نویسنده : فرشته |

خب این هفته هم تمونم شد !

این هفته خیلی تلاش کردم که تو کارم پیشرفت کنم تا حدودی هم موفق شدم ولی خب کلی هم سوتی دادم مثلا داشتم از دوستم خون می گرفتم یادم رفت گارو رو باز کنم طفلکی دستش کبود شد خودشم یادش رفته بود ، البته بعدش تلافی اش رو سرم در اورداااااا! 

 هفته بعد هم هممممممممممممممه ی سعی ام رو می کنم !

خدا کنه هوا گرم بشه ! وقتی هوا سرد می شه خیلی زورم میاد صبحا زود بلند شم  آخه!


پ.ن: امیدوارم این هفته اتفاقای خوب بیفته! ایشالا !




تاريخ : جمعه نوزدهم مهر 1392 | 18:49 | نویسنده : فرشته |

در زندگی مشکلات بزرگ نیست که به آدم با اراده احتیاج دارد بلکه به نظرم در یکروز با خنده به استقبال مشکلات کوچک رفتن، واقعا احتیاج به عزم و اراده دارد. من هم سعی میکنم چنین اراده ای را در خود به وجود بیاورم. میخواهم به خودم تلقین کنم که زندگی فقط یک بازیست و من باید تا آنجا که میتوانم ماهرانه و درست آن را بازی کنم. چه در این بازی ببرم و چه ببازم، در هر حال شانه ها را بالا می اندازم و می خندم …خوشی های بزرگ زیاد مهم نیستند مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد…

بابا لنگ دراز
جین وبستر




تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 | 23:55 | نویسنده : فرشته |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.